دكتر عقيقى بخشايشي

39

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

با پيشرفتها و اكتشافات علوم و صنايع روز و نيازهاى واقعى جامعه مىباشد ، با در نظر گرفتن اين واقعيّت كه آورنده آن يك فرد امّى و درس نخوانده بوده است ، ولى پرتو هدايت قرآن ، روح و فكر روابط حدود و حقوق خلق را با يكديگر همراه و همسو ساخت و استعدادهاى خفته را بيدار و انديشه‌ها را متحوّل ، عقلها و انديشه‌ها را شفّاف نمود و نخستين آيهء نازل‌شده آن اقْرَأْ مىباشد كه به مفهوم « بخوان و به فهم » آمده است . أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها « 1 » آيا به چه علّت در قرآن تدبّر نمىكنند ؟ آيا قفلهايى بر قلوب آنان زده شده است ؟ ) اين كتاب با ضمير انسان سروكار دارد كه سرچشمهء فعّال وجود انسانى است و مىتواند در ميان تاريكيهاى مادّه ، درون انسانى را برافروزد و چون شب مهتابى و پرستاره آن را فروزان گرداند ، آنگاه بامداد روشنى از افق باطن را پديد آورد . * اعجاز قرآن گفته‌اند : معجزه ، خرق نواميس طبيعى و آوردن امرى است كه ديگران از آوردن آن عاجز و ناتوان هستند و پيامبران الهى به عنوان شهادت بر حقّانيت سفارت الهى خويش آن را ، مىآورند و نوعا اعجاز هر پيامبرى شبيه آن هنر و صنعت يا اشتغال معمول و رايج عصر خويش مىباشد و حكمت الهى ايجاب كرده است كه اعجاز موسى را عصا و يد بيضاء قرار دهد ، چون آن روز انواع سحر و ساحران شيوع داشت و ساحران زودتر مىتوانستند فوق‌العاده بودن عمل موسى ( ع ) را دريابند . . . . معجزهء حضرت عيسى ( ع ) به علّت شيوع طبّ يونانى در سوريه و فلسطين كه از مناطق تحت سيطرهء استعمارى يونان بودند ، طبابت بود . حكمت الهى ايجاب مىنمود كه اعجاز او از سنخ عمل رايج در ميان ساكنان آن مناطق باشد و آن احياء و زنده نمودن مردگان و بهبود بخشيدن به كور و كر و لال و شفا بخشيدن به بيماران صعب العلاج بوده باشد . و چون اعراب عصر جاهلى با فصاحت و بلاغت سروكار داشتند و در فنون ادب سرآمد و ممتاز بودند ، به حدّى كه محافل و مجالس شعرى تشكيل مىدادند و اشعار و قصايد بلند و وزين را با مراسم و تشريفات خاصّى ، به اطّلاع عموم مىرساندند ، ازاين‌رو اعجاز پيامبر اسلام ( ص ) نيز ، بلاغت و فصاحت قرآن در عرصهء ادب و ادبيّات بود . * نمودارى از احاديث 1 . زيبا و دلربا : محمّد بن يعقوب كلينى و محمّد بن مسعود عيّاشى سمرقندى در تفسير خود از امام صادق ( ع ) از پدران خود نقل نموده‌اند كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « اى مردم ! شما در سراى « هدنه » و بر پشت سفريد و سيرى كه شما را پيش مىبرد ، بسيار سريع است . به خوبى بنگريد كه شب و روز و آفتاب و ماه چگونه هر نوى را كهنه ، و هر نويدى را پيش مىآورد ، پس وسيله و آذوقهء كوچ خود را براى گذشت از اين گذرگاه دور آماده سازيد . » در اينجا ، مقداد بن اسود بپاخاست و پرسيد : « اى رسول خدا ! دار هدنه چيست ؟ » فرمود : « سرمنزل رسيدن و دل كندن . پس بر شما باد كه قرآن را محكم بگيريد ، چه آن شافعى است كه شفاعتش پذيرش شده است و خبرگزارى است كه خبر آن تصديق شده است ، كسى كه آن را پيش روى خود قرار دهد ، به‌سوى بهشتش مىكشاند ، كسى كه

--> ( 1 ) سوره نساء آيه 82 .